ضرورت اندیشه ورزی در مساله جمعیت
تغییر اندیشهها با ابزار اندیشه ورزی یک ضرورت بنیادین است، از سادهترین مسائل، مثل پوشاک و خوراک، تا پیچیدهترین موضوعات مانند مسئله جمعیت و فرزندآوری، همه نیازمند اندیشهورزیاند.
برای حل بحران کاهش موالید و اصلاح نگرش نسبت به فرزند، باید یک مسیر فکری بلندمدتی طی شود؛ و تا زمانی که این اندیشهورزی شکل نگیرد، انسان نه قدرت ادراک صحیح از ضرورت افزایش جمعیت پیدا میکند و نه توان ارائه طرحی کارآمد برای تشویق فرزندآوری.
به همین دلیل است که میبینیم بسیاری از طرحهایی که امروز با عنوان «طرح فرهنگی» برای حل مسئله جمعیت ارائه میشوند، در حقیقت اثر کافی و لازم را ندارند اما طراحان گمان میکنند کار اصلی را انجام می دهند. بودجههای کلان صرف این برنامهها میشود، در حالیکه بنیان فکری پشت آنها نیست. مگر میشود کسی مدعی کار فرهنگی در حوزه جمعیت باشد؛ اما از مبانی فکری و دینی آن بی اطلاع باشد؟ نتیجه این است که پروژهها فقط هزینه میبرند، عدهای از آن منفعت مالی میبرند، اما خروجی فرهنگی واقعی – یعنی تغییر پایدار باور نسبت به فرزندآوری – تولید نمیشود.
آنچه ضرورت دارد ـ و رهبر شهید انقلاب نیز بر آن تأکید کردهاند ـ «تولید الگوهای جامع رفتاری» است؛ الگوهایی که بر پایه اندیشهورزی عمیق دینی، نقش فرزند را از یک «هزینه» به یک «برکت و سرمایه معنوی» تبدیل کند و خانوادهها را برای فرزندآوری آگاهانه و شادمانه توانمند سازد، نه فقط با ابزارهای تشویقی.