این دگرگونی ژرف جمعیتی، صرفاً یک جابهجایی عددی در هرم سنی جامعه نیست، بلکه بهعنوان یک متغیر بنیادین، تمامی ارکان زیست جمعی شامل نظامهای اقتصادی، ساختارهای تولید علم، توازن سیاسی و دفاعی کشور را تحتتأثیر مستقیم قرار خواهد داد. با فرارسیدن ۳۰ اردیبهشتماه و روز ملی جمعیت، پرونده تحولات جمعیتی ایران بار دیگر در صدر پایشهای کارشناسی قرار گرفته است. توجه به هشدارهای راهبردی رهبر شهید انقلاب در سالهای اخیر نشان میدهد ایشان پویایی جمعیتی را بهعنوان یک ضرورت حیاتی برای آینده کشور تبیین کرده و با تأکید بر اهمیت این موضوع، همواره خواهان همافزایی و ورود جدی تمامی دستگاههای اجرایی و نهادهای متولی برای رفع موانع پیش روی جوانان شدهاند.
بااینحال، سرریز چالشهای فرهنگی و ساختاری در لایههای پنهان جامعه، امروزه خود را در قالب آمارهای تکاندهندهای همچون ورود ۱.۲ میلیون نفر به محدوده تجرد قطعی نشان میدهد؛ زلزلهای خاموش که در افق سه دهه آینده، پدیده بحرانزای «سالمندان تنها» و فرسایش شدید سرمایه عاطفی را رقم خواهد زد. ازسویدیگر، پاسخهای ساختاری و قانونی به این ابرچالش، مانند «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت»، در مقام اجرا با موانع جدی روبهرو بوده و نتوانسته است آنطور که باید توازن را به این ساختار در حال فرسایش بازگرداند.
این در حالی است که در منظومه فکری و راهبردی رهبر شهید انقلاب نیز جوانی جمعیت همواره بهعنوان هسته مرکزی اقتدار ملی مطرح بوده و ایشان بر پیوند ناگسستنی و همزمان اشتغال و تشکیل خانواده تأیید داشتند؛ نگاهی جامع که خلأ آن در لایه سیاستگذاری و اجرای کنونی ملموس است. در گزارش تفصیلی حاضر، در گفتوگو با دو تن از پژوهشگران و جامعهشناسان برجسته حوزه خانواده و جمعیت، ابعاد این ابربحران، تأثیرات آن بر مؤلفههای اقتدار ملی، فضای فرهنگی تکفرزندی و تجملگرایی و بایستههای بازگشت به نگاه راهبردی رهبر شهید انقلاب را در قالب دو مصاحبه مجزا مورد واکاوی قرار دادهایم.
بار اصلی چالش جمعیت را گردن اقتصاد نیندازیم
غلامرضا تاجبخش، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه جمعیت با هشدار نسبت به اتخاذ نگاههای تکبعدی و تقلیلگرایانه به مسائل جمعیتی ایران، پدیده جمعیت را موضوعی جامع، کلاننگر و چندوجهی میداند که نباید آن را صرفاً در ساختارهای مادی خلاصه کرد. وی با استناد به آمارهای رسمی و روند کاهشی نمودار زادوولد در یک بازه زمانی ۱۰ساله اعلام کرد در سال ۱۳۹۴ میزان ولادتهای ثبتشده در کشور رقمی بالغ بر یکمیلیون و ۵۷۰ هزار موالید بوده، اما این شاخص در سال گذشته با افزایشی چشمگیر در نرخ سقوط، برای نخستینبار در تاریخ معاصر کشور به کانال بیسابقه زیر ۹۰۰ هزار تولد رسیده؛ روند نزولی مستمری که یک زنگ خطر حدی برای پایداری نسلهای آینده است.
تاجبخش با اشاره به ریشههای این انسداد آماری اظهار داشت: «تصور اولیه و خطای استراتژیک سیاستگذاران در تدوین قوانین این بود که مانع اصلی فرزندآوری در جامعه ایران صرفاً مسئله اقتصاد است؛ به همین دلیل تلاش کردند با وضع یکسری تدابیر، مواد قانونی و تبصرههای مالی در قالب قانون جوانی جمعیت، این گره را باز کنند، اما پرسش اساسی اینجاست که چرا پس از گذشت چند سال از تصویب و اجرای این قانون، روند زادوولد همچنان کاهشی است؟ این حقیقت آماری نشان میدهد اگرچه فاکتور اقتصاد و شوکهای ناشی از آن موجد احساس ناامنی مادی است، اما هسته سخت بحران، در لایههای فرهنگی و تغییر بنیادین ذائقه و سبک زندگی جامعه نهفته است.»
وی با یادآوری تجربه تاریخی دهه ۱۳۶۰ و سیاستهای کنترل جمعیت در برنامه اول توسعه (سال ۱۳۶۷) افزود در سال ۱۳۶۵ نرخ باروری کل در کشور ۶.۴ فرزند بهازای هر زن بود و دولت در بند «ج» قانون برنامه اول توسعه پیشبینی کرده بود که این نرخ با اعمال سیاستهای تعدیلی تا سال ۱۳۹۰ به ۴ فرزند برسد؛ اما به دلیل هماهنگی تمامعیار دستگاههای فرهنگی، رسانهها، مطبوعات، صداوسیما و همراهی علما، جامعه دچار بیشفعالی فرهنگی شد و این هدف بهجای سال ۱۳۹۰، در سال ۱۳۷۱ محقق شدد. وی تصریح کرد که تغییر ذائقه مردم با شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» بهمرور زمان تبدیل به یک ارزش غالب، اسطوره ذهنی و گفتمان مسلط شد که امروز بهسادگی قابلشکستن نیست.
دستگاه رصدکننده جامع نداشتیم
این استاد دانشگاه با کالبدشکافی دقیق بیانات کلیدی و دغدغههای بنیادین رهبر شهید انقلاب در قبال تحدید نسل، به بازخوانی پیچ تاریخی این سیاست در اواخر دهه ۶۰ پرداخت. وی با اشاره به روشنگریهای بیپرده معظمٌله در جمع کارگزاران و هیئت دولت تصریح کرد: «باید توجه داشت که بر اساس بیانات صریح رهبر انقلاب در تیرماه سال ۱۳۹۱، ایشان یادآور شدند که در سال ۱۳۶۶ گزارشها و تصویرسازیهای هولناک و مبالغهآمیزی از خطر انفجار جمعیت توسط کارشناسان به مسئولان وقت ارائه شد؛ تصویرسازی خطایی که کشور را به سمت سیاستهای انقباضی شدید متمایل ساخت و نظام پاداش و جزای بوروکراتیک را ضد فرزندآوری فعال کرد.»
تاجبخش با برجستهسازی موضعگیری شجاعانه و تمدنساز رهبر شهید انقلاب در مهرماه سال ۱۳۹۱، به نقطه عطف تاریخی این گفتمان اشاره کرد و افزود در آن مقطع، برای نخستینبار در سطح عالی حکمرانی کشور، بلندپایهترین مقام نظام بهنقد درونساختاری پرداخته و با شجاعت اخلاقی کمنظیری فرمودند که «یکی از خطاهایی که کردیم و من هم در آن سهیمم، بحث مسئله تحدید نسل بود که این اشتباه بود و خداوند و تاریخ بر ما ببخشد؛ این نسل جوان باید حفظ شود؛ چراکه با ادامه این روند، کشور پیر خواهد شد.» وی این تعابیر را نشاندهنده عمق نگاه راهبردی، آیندهنگرانه و دلسوزانه مقتدای انقلاب به هستی تمدنی ایران دانست. این جامعهشناس علت اصلی تداوم خسارتبار و بیرویه سیاست کنترل جمعیت در دهههای ۷۰ و ۸۰ را فقدان یک «دستگاه رصدکننده جامع» در ساختار حاکمیتی کشور دانست؛ نهادی ارگانیک که بتواند تحولات دموگرافیک را پایش کرده و بهمحض رسیدن به اهداف برنامه، فرمان توقف صادر کند. وی خاطرنشان کرد دغدغههای همهجانبه رهبری در نهایت در قالب سیاستهای کلی جمعیت در اردیبهشتماه ۱۳۹۳ ابلاغ شد تا نقشه راه نجات کشور از چاله جمعیتی باشد؛ سندی بالادستی که مبنای نامگذاری روز ملی جمعیت قرار گرفت و هدف آن، حفظ پویایی و جوانی جامعه بهعنوان رکنرکین اقتدار ملی است.
تنها 30 درصد از تکالیف دستگاهها در قانون جوانی جمعیت اجرا شده است
این پژوهشگر علوم اجتماعی در ادامه بهنقد تناقضها و تعارضهای موجود در نظام حکمرانی و دستگاههای فرهنگی پرداخت که عملاً برخلاف منویات صریح رهبری حرکت میکنند. وی با تبیین آرمان جمعیتی نظام مبنی بر اینکه جغرافیای ایران با اتکا به ظرفیتهای زیستی، اقلیمی و مواهب الهی خود توانایی و کشش داشتن جمعیتی بالغ بر ۱۵۰ میلیون نفر را دارد، افزود از نگاه رهبر انقلاب، جمعیت فراوان و جوان نه یکبار مصرفی، بلکه پیشران اصلی توسعه، پویایی علمی و اقتدار دفاعی کشور است. بااینحال، وی از معطلی شدید قوانین بالادستی انتقاد کرد و گفت: «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت پس از یک پروسه و اصرار ۱۰ساله در دولت شهید رئیسی به سرانجام رسید؛ این قانون با ۷۳ ماده و ۸۱ تبصره پکیج جامعی است، اما ارزیابیهای میدانی نشان میدهد تاکنون تنها حدود ۳۰ درصد آن اجرایی شده و نزدیک به ۷۰ درصد تکالیف ارگانها و دستگاههای وسط میدان، معطل و زمینمانده است.»
وی نقد دیگر خود را متوجه عدم توازن در توزیع مشوقها دانست و افزود که تمرکز بیش از حد روی فرزندان سوم به بعد، سبب غفلت از زوجین در آستانه تولد فرزند اول و دوم شده است، درحالیکه تأخیرهای چند ساله در تشکیل خانواده و باروری، پنجره جمعیتی کشور را پیش از ورود به سونامی سالمندی خواهد بست. تاجبخش همچنین از رویکرد تعارضی رسانه ملی در بازنمایی تصویر زن نقد کرد و گفت از یکسو صداوسیما شعار افزایش جمعیت سر میدهد و ازسویدیگر در محصولات نمایشی خود، ارزش مادری و خانهداری را تحقیر کرده و زن موفق را زنی شاغل و منهای تعهدات مادری تصویر میکند این رویه، فرزند زیاد را بهعنوان مانع بزرگ توسعه فردی جلوه میدهد؛ وضعیتی که سبب شده نرخ جانشینی در استانهایی مثل گیلان و مازندران به زیر یک سقوط کند و زنگ خطر انقراض تدریجی نسلها را به صدا درآورد.
حل همزمان دوگانه «اشتغال و ازدواج» در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب
این استاد دانشگاه در بخش پایانی گفتوگو، با واکاوی نگاه رهبر شهید و تبیین راهبردهای کلان نظام در قبال جوانان، بر ضرورت گرهگشایی همزمان از دوقلوی ساختاری «اشتغال و ازدواج» تأکید کرد. وی با بیان اینکه نخبگان و ارگانهای اجرایی باید بر اساس تأکیدات رهبری، وسط میدان بیایند و گفتمانسازی کنند، تصریح کرد: «در منظومه فکری رهبران انقلاب، اشتغالزایی و سیاستهای بازار کار، زیرساخت و پیششرط اصلی تشکیل خانواده است؛ اگر حاکمیت بتواند ثبات اقتصادی و اشتغال پایدار را برای جوانان فراهم کند، میل به ازدواج به طور طبیعی افزایش مییابد و بهتبع آن، پنجره باروری باز میماند.»
وی با رد دوگانههای کاذب میان بازار کار و زندگی خانوادگی، این چالشها را از طریق مدیریت «زیستبومهای فرزندآوری» قابلحل دانست و یادآور شد در منطقهای مانند سیستان و بلوچستان، فرزندآوری یک گفتمان اصیل و باور فرهنگی است که حتی در شرایط کپرنشینی و عسرت مادی نیز متوقف نمیشود، درحالیکه در مناطق مرفه شمال شهر تهران با وجود تمکن مالی بالا، این رغبت دیده نمیشود؛ پدیدهای که نشان میدهد تعویض ذائقه فرهنگی مردم و نفوذ سبک زندگی مصرفی و ایدئولوژیهای نوظهوری چون جایگزینی حیوانات خانگی بهجای فرزند، تا چه حد عمیق بوده است. تاجبخش در پایان تأکید کرد برای تحقق آرمانهای جمعیتی رهبر شهید و منویات نظام، راهکار نهایی نه برنامههای تکبعدی مادی، بلکه ایجاد یک هماهنگی و همافزایی همهجانبه میان دولت و مردم در چهارچوب بازسازی زیستبومهای فرهنگی، اصلاح گرههای بازار کار و باور واقعی به پدیده جوانی جمعیت است.
زنان ایرانی از مردان تنهاترند
زینب کاوهفیروز، عضو هیئتعلمی جمعیتشناسی دانشگاه خوارزمی با اشاره به ابعاد رو به گسترش پدیده تنهازیستی در میان سالخوردگان ایران اظهار داشت که منظور از سالمندان تنها، افرادیاند که بهعنوان خانوار تکنفره در منازل مسکونی خود زندگی میکنند. وی با استناد به نتایج سرشماریهای رسمی کشور از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۹۵ تأیید کرد که همگام با رشد عمومی آمار سالمندی، شاخص تنهازیستی نیز روندی صعودی را طی کرده است.
کاوهفیروز با تأکید بر ضرورت تحلیل این پدیده از منظر نابرابریهای جنسیتی تصریح کرد: «تحلیل آماری نشان میدهد که رشد تنهایی و تنهازیستی در میان زنان سالمند بهمراتب شدیدتر و تقریباً سه برابر بیشتر از مردان سالمند است؛ رخدادی نگرانکننده که از آن میتوان بهعنوان پدیده «زنانه شدن تنهایی در سالمندی» یاد کرد.» وی در تشریح آماری این وضعیت افزود که «بر اساس سنجه ۶۰ سال و بیشتر، سهم زنان سالمند تنها از ۱۲.۵ درصد در سال ۱۳۶۵ به ۲۹.۱ درصد در سال ۱۳۹۵ رسیده است، درحالیکه این شاخص برای مردان در همین بازه زمانی تنها از ۶.۴ درصد به ۹.۳ درصد افزایش یافته است.» وی همچنین خاطرنشان کرد که با مبنا قراردادن سن ۶۵ سال و بیشتر، آمار زنان تنها از ۱۳.۸ درصد به ۳۱.۴ درصد جهش یافته، اما برای مردان این رقم از ۷.۱ درصد به ۱۰.۶ درصد رسیده است که این تفاوت فاحش، گویای وضعیت آسیبپذیرتر زنان در چرخه پایانی زندگی است.
شانس ازدواج مجدد برای مردان بیشتر از زنان است
وی علت اصلی این نابرابری ساختاری را در دو عامل الگوهای سنتی ازدواج و تفاوت در امید به زندگی جستوجو کرد و افزود: «زنان معمولاً با مردانی بزرگتر از خود ازدواج میکنند و ازسویدیگر، امید به زندگی بالاتری نسبت به مردان دارند؛ این دو عامل سبب میشود که زنان دوران بیوگی طولانیتری را تجربه کنند.» این جمعیتشناس همچنین به تفاوت فرصتهای اجتماعی اشاره کرد و گفت: «در ساختار فرهنگی جامعه، شانس و عمومیت ازدواج مجدد برای مردان سالمند بهمراتب بیشتر از زنان است و مردان با ازدواج مجدد خلأ تنهایی خود را پر میکنند، درحالیکه زنان سالمند به دلیل انگهای اجتماعی یا وفاداری، پدیده تنهایی را انتخاب میکنند و در نتیجه، فقر مراقبتی در این دوران برچسبی کاملاً زنانه میخورد.» عضو هیئتعلمی دانشگاه خوارزمی در ادامه به تشریح پیامدهای حاد روانی، جسمانی و اجتماعی تنهازیستی سالمندان پرداخت و تنهایی طولانیمدت را شایعترین عامل بروز افسردگی و احساس بیآیندگی و بیهودگی در این قشر دانست.
وی با ارجاع به پژوهشهای بینالمللی از جمله مطالعات «مکمولن» اظهار داشت که مغز انسان برای پویایی نیازمند تحریکات ذهنی ناشی از گفتوگو و معاشرت اجتماعی است و کاهش این تعاملات روزمره در سالمندان تنها، احتمال ابتلا به زوال عقل و آلزایمر را تا ۴۰ درصد افزایش میدهد. وی افزود که از منظر فیزیولوژیک، تنهایی مداوم با افزایش هورمون کورتیزول، سیستم ایمنی بدن را مختل و فرد را در برابر بیماریهای عفونی آسیبپذیرتر میکند و بهموازات آن، اختلال در ضربان قلب و فشارخون، خطر مرگ زودرس را بالا میبرد. کاوهفیروز با تبیین اضطراب و ترس از آینده بهعنوان یکی دیگر از چالشهای پدیده تنهازیستی، بیان کرد که این افراد مدام نگران وقوع حوادث ناگهانی نظیر زمینخوردگی یا بیماریهای شبانه در غیاب مراقبان هستند.
وی در خصوص بعد اجتماعی این پدیده تصریح کرد: «سالمند با فاصلهگرفتن از شبکههای دوستان و فامیل، بهتدریج مهارتهای ارتباطی خود را از دست داده و در یک چرخه باطل از گوشهگیری گرفتار میشود؛ وضعیتی که به دلیل فقدان حمایتهای غیررسمی، عوارضی چون کاهش امنیت اجتماعی، قرار گرفتن در معرض سوءاستفاده و حوادث خانگی بدون نظارت را در پی دارد.» این استاد دانشگاه با اشاره به بار مالی سنگین این بحران بر بودجه عمومی تأکید کرد که کوچکترین بیماری در وضعیت تنهازیستی، سالمند را به سمت استفاده از خدمات اورژانس و بستری بیمارستانی سوق میدهد، درحالیکه این مراقبتها در درون خانواده بهصورت رایگان انجامپذیر است؛ پیامدی که در نهایت به افزایش تقاضا برای خانههای سالمندان و فشار شدید بر سیستم سلامت کشور میانجامد. وی خاطرنشان کرد که دولت باید با تغییر نگاه، بهجای تمرکز انحصاری بر هزینههای دارو و درمان، بر تقویت تعلقات محلهای و شبکههای حمایت همسالان جهت تحقق «سالمندی فعال» سرمایهگذاری کند.
قانون جوانی جمعیت باید به حمایتهای اجتماعی نیز توجه کند
این جمعیتشناس در بخش دیگری از گفتوگو، با ناگزیر دانستن افق حضور ۳۰ میلیون سالخورده در دو دهه آینده، به نقد ساختاری سیاستهای تشویقی فعلی پرداخت. وی با بیان اینکه سهم قابلتوجهی از جوانان و بهویژه دختران دهه شصتی در مضیقه ازدواج قرار داشته یا به سمت تکفرزندی و بیفرزندی ارادی حرکت کردهاند، عامل فرهنگی و تغییر ارزش فرزند را در کنار عوامل اقتصادی بسیار مؤثر دانست. وی افزود که امروزه خانوادهها بهجای کمیت، بر کیفیت فرزند (شامل هزینههای سنگین آموزش، هنر و ورزش) تمرکز دارند و به همین دلیل، حتی خانوادههایی که ایدئالشان دو فرزند است، در عمل به یک فرزند بسنده میکنند.
کاوهفیروز با نقد تمرکز افراطی «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» بر مشوقهای اقتصادی اظهار داشت که ۸۰ درصد این قانون ۷۳ مادهای بر محورهای مالی استوار است، درحالیکه قشر تحصیلکرده و آگاه جامعه با مشوق مالی اقدام به فرزندآوری نمیکنند. وی یکی از اشکالات اساسی این قانون را عدم شناسایی درست جامعه هدف دانست و تصریح کرد: «هدف قانون نباید تشویق اقشار با رفاه اقتصادی پایین به داشتن فرزندان چهارم و پنجم باشد، بلکه باید بر زوجین بدون فرزند و تکفرزند متمرکز شود و با تعریف «حمایتهای اجتماعی» مانند تربیت پرستاران متخصص و آموزشدیده کودک و سالمند، بار مسئولیت زنان شاغل را کاهش دهد.»