نماینده ولی فقیه در استان مرکزی گفت: کاهش ازدواج و موالید نگرانکننده شده است.
به گزارش مرکز رسانه ای جوانی جمعیت و به نقل از تسنیم، خانواده بهعنوان نخستین و مهمترین نهاد اجتماعی، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری شخصیت افراد، تربیت نسل آینده و سلامت عمومی جامعه دارد؛ با این حال، این نهاد در سالهای اخیر با مجموعهای از تحولات و چالشهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مواجه شده است. تغییر سبک زندگی، افزایش سن ازدواج، دشواریهای اقتصادی و مسکن و تغییر الگوهای ارتباطی، بخشی از مسائلی است که آینده خانواده و فرزندآوری را تحت تأثیر قرار داده است.
در کنار این مسائل، کاهش نرخ موالید و تغییر ساختار سنی جمعیت، یکی از دغدغههای جدی کشور و استان مرکزی به شمار میرود؛ استانی که به دلیل جایگاه صنعتی و اقتصادی خود، بیش از بسیاری از مناطق دیگر به نیروی انسانی جوان، متخصص و خلاق نیاز دارد. کاهش جمعیت جوان از یک سو و افزایش شمار سالمندان از سوی دیگر، ضرورت توجه جدیتر به سیاستهای جمعیتی و حمایت از خانواده را بیش از گذشته نمایان کرده است.
استان مرکزی در سالهای اخیر با روند کاهشی ولادتها مواجه بوده و همزمان سهم جمعیت سالمند نیز افزایش یافته است؛ شرایطی که در صورت تداوم میتواند پیامدهایی در حوزه اشتغال، تولید، اقتصاد، نظام سلامت و روابط اجتماعی به همراه داشته باشد. از این منظر، مسئله جمعیت دیگر صرفاً یک موضوع آماری نیست و به یکی از مسائل راهبردی برای آینده استان تبدیل شده است.
با این حال، حل مسئله جمعیت را نمیتوان تنها با توصیه به ازدواج و فرزندآوری دنبال کرد. رفع موانع اقتصادی، تأمین مسکن، ایجاد اشتغال پایدار، حمایت از زوجهای جوان و خانوادههای دارای فرزند و اصلاح برخی نگرشهای فرهنگی، مجموعه اقداماتی است که باید همزمان مورد توجه قرار گیرد. در این میان، نحوه اجرای قوانین و میزان هماهنگی دستگاههای مختلف نیز نقش مهمی در تبدیل سیاستهای جمعیتی به حمایتهای واقعی و ملموس برای خانوادهها دارد.
از سوی دیگر، نسل جوان و نوجوان امروز با پرسشها، دغدغهها و الگوهای فرهنگی متفاوتی مواجه است و بخش قابل توجهی از ارتباطات و دریافتهای فرهنگی خود را از فضای مجازی به دست میآورد. موضوعاتی همچون عفاف و حجاب، شبهات دینی، هویت فرهنگی و شیوه انتقال مفاهیم دینی نیز نیازمند گفتوگو، اقناع و استفاده از زبان و ابزار متناسب با این نسل است؛ نسلی که به گفته بسیاری از کارشناسان، نمیتوان آن را صرفاً مخاطب برنامههای فرهنگی دانست و باید در فرآیند تصمیمسازی و تولید محتوا نیز نقشآفرین باشد.
در همین راستا طی مصاحبه ای تفصیلی با آیتالله قربانعلی دری نجفآبادی، نماینده ولیفقیه در استان مرکزی و عضو خبرگان رهبری، ابعاد مختلف وضعیت خانواده و جمعیت در استان، موانع ازدواج و فرزندآوری، پیامدهای سالمندی، ضرورت حفظ جمعیت جوان و همچنین چگونگی مواجهه فرهنگی با نسل جدید را بررسی شده و در این گفتوگو بر ضرورت عبور از نگاههای تکبعدی و تشریفاتی و حرکت به سمت سیاستهای عملی، هماهنگ و خانوادهمحور تأکید شده است که مشروح این گفتوگو در زیر میآید:
* زنگ خطر جمعیتی در مرکزی به صدا درآمده است
*هشدار درباره آینده جمعیت مرکزی؛ کاهش موالید را جدی بگیریم
*جوانان را نباید با توصیه به ازدواج تنها گذاشت
از بحران ازدواج تا سالمندی جمعیت؛ هشدار درباره آینده اجتماعی مرکزی
*مسئله جمعیت با شعار و توصیه حل نمیشود
*کاهش موالید و افزایش سالمندی؛ آینده جمعیتی مرکزی در معرض تهدید
*اقتصاد خانواده را تضعیف کرده؛ حمایتها باید واقعی شود
*اگر خانواده تضعیف شود، آینده جامعه آسیب میبیند
*نسل جوان در دوراهی ازدواج و مشکلات اقتصادی؛ هشدار درباره آینده جمعیت مرکزی
*خانواده در محاصره اقتصاد و تغییر سبک زندگی
* استان مرکزی پیرتر میشود؛ هشدار درباره کاهش موالید و آینده نسل جوان
*از گرانی مسکن تا تغییر سبک زندگی؛ چرا فرزندآوری سختتر شده است؟
*با جوانی که دغدغه مسکن و شغل دارد، حرف بدون اقدام پاسخگو نیست
*جمعیت مرکزی روی خط هشدار؛ کاهش تولد و افزایش سالمندی چه میگوید؟
*جوانان باید در سیاستگذاریهای فرهنگی نقش داشته باشند
از وقتی که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار دادید سپاسگزاریم برای شروع به بحث بفرمایید خانواده را میتوان یکی از مهمترین نهادهای اثرگذار بر آینده جامعه دانست؛ از نگاه شما امروز مهمترین تهدید متوجه بنیان خانواده در استان مرکزی چیست؟ با توجه به تغییر سبک زندگی و افزایش برخی آسیبهای اجتماعی، برای تقویت بنیان خانواده چه اقداماتی باید در سطح فرهنگی و اجتماعی انجام شود؟
آیت الله دری نجفآبادی: برای تقویت بنیان خانواده باید از نگاه تکبعدی فاصله بگیریم. خانواده با یک سخنرانی یا یک برنامه فرهنگی تقویت نمیشود؛ بلکه مجموعهای از اقدامات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و تربیتی باید در کنار یکدیگر قرار گیرد.
نخستین مسئله، آموزش و فرهنگسازی است. باید از دوران مدرسه، مهارتهای ارتباطی، مسئولیتپذیری، احترام متقابل، گفتوگو و مهارت حل اختلاف به فرزندان آموزش داده شود. جوانی که قرار است در آینده تشکیل خانواده دهد، باید برای زندگی مشترک آمادگی فکری و مهارتی داشته باشد. نمیتوان از جوان انتظار داشت بدون آموزش و آگاهی لازم، یک زندگی موفق را مدیریت کند.
مسئله دوم، تسهیل ازدواج جوانان است. فرهنگ ازدواج باید تقویت شود، اما در کنار فرهنگسازی، موانع واقعی نیز باید کاهش پیدا کند. وقتی جوان با مشکل مسکن، اشتغال و هزینههای سنگین ازدواج مواجه است، صرفاً توصیه اخلاقی برای ازدواج کافی نیست. دستگاههای مسئول باید در حوزه مسکن، اشتغال، تسهیلات ازدواج و حمایت از خانوادههای جوان، اقدامات عملی و قابل لمس انجام دهند.
موضوع سوم، تقویت نقش خانواده در تربیت فرزندان است. خانواده نباید نقش خود را صرفاً به تأمین نیازهای مادی فرزند محدود کند. فرزند بیش از هر چیز به محبت، حضور والدین، گفتوگو و احساس امنیت نیاز دارد. باید شرایطی ایجاد کنیم که پدر و مادر فرصت کافی برای ارتباط با فرزندان خود داشته باشند.
همچنین نهادهای فرهنگی، مساجد، مدارس، دانشگاهها، رسانهها و حوزههای علمیه باید به زبان نسل جدید با جوانان ارتباط برقرار کنند. اگر میخواهیم درباره خانواده، عفاف، ازدواج و فرزندآوری با نسل جوان صحبت کنیم، باید ابتدا حرف و دغدغه جوان را بشنویم و سپس با منطق و زبان قابل فهم برای او پاسخ بدهیم.
بنابراین، تقویت خانواده نیازمند یک عزم عمومی است. دولت وظیفه خود را دارد، دستگاههای فرهنگی وظیفه خود را دارند، اما هیچ نهادی نمیتواند جای خود خانواده را بگیرد. ما باید خانواده را از یک موضوع صرفاً فرهنگی به یک اولویت ملی و اجتماعی تبدیل کنیم؛ زیرا هر اندازه برای استحکام خانواده سرمایهگذاری کنیم، در حقیقت برای کاهش آسیبهای اجتماعی و ساختن آینده استان و کشور سرمایهگذاری کردهایم.
خانواده در منطق قرآن باید محل «سکونت»، آرامش، محبت و رحمت باشد. امروز یکی از مهمترین تهدیدهایی که متوجه خانواده است، کمرنگشدن همین ارتباط عاطفی و تغییر سبک زندگی است. اگر خانواده از محیط گفتوگو، محبت و آرامش به محیطی صرفاً اقتصادی یا حتی محل حضور فیزیکی افراد تبدیل شود، طبیعی است که آسیبپذیری آن افزایش پیدا کند.
در استان مرکزی نیز به دلیل شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی، صنعتیبودن استان، مشغلههای شغلی و تغییر سبک زندگی، باید نسبت به این مسئله توجه ویژهای داشته باشیم. البته مشکلات اقتصادی، مسکن، اشتغال و هزینههای زندگی را نیز نباید نادیده گرفت؛ این مسائل میتوانند تصمیم جوانان برای ازدواج و فرزندآوری را تحت تأثیر قرار دهند.
از طرف دیگر، فضای مجازی و تغییر الگوهای فرهنگی نیز اثرگذار است. امروز جوانان و نوجوانان با حجم گستردهای از الگوهای مختلف مواجه هستند و اگر خانواده نتواند رابطهای صمیمی و گفتوگومحور با فرزند خود برقرار کند، ممکن است مرجعیت تربیتی خانواده به تدریج تضعیف شود.
در آموزههای اسلامی نیز بر جایگاه خانواده تأکید فراوان شده است. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لِأَهْلِهِ وَأَنَا خَیْرُکُمْ لِأَهْلِی؛ بهترین شما کسی است که برای خانواده خود بهتر باشد. این روایت نشان میدهد که معیار فضیلت انسان فقط رفتار اجتماعی او نیست، بلکه نحوه رفتار او با خانواده نیز اهمیت اساسی دارد.
بنابراین، اگر بخواهم مسئله را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم تهدید اصلی خانواده، تضعیف پیوندهای عاطفی، اخلاقی و ارتباطی در کنار فشارهای اقتصادی و تغییرات فرهنگی است. برای مقابله با این مسئله نیز باید خانواده را در مرکز سیاستهای فرهنگی و اجتماعی قرار دهیم.
به نظر شما چرا با وجود تأکیدات فراوان بر اهمیت خانواده، برخی جوانان در سالهای اخیر نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده نگرش محتاطانهتری پیدا کردهاند؟ و نقش دولت، نهادهای فرهنگی و خانوادهها در تسهیل ازدواج جوانان چیست؟
آیت الله دری نجفآبادی: یکی از واقعیتهایی که امروز باید بدون تعارف و با نگاه کارشناسی درباره آن صحبت کنیم، این است که بخشی از جوانان نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده با احتیاط بیشتری نگاه میکنند. این مسئله یک علت واحد ندارد و نمیتوان همه آن را به مسائل اقتصادی یا مسائل فرهنگی نسبت داد؛ بلکه مجموعهای از عوامل در شکلگیری این نگرش مؤثر است.
بخش مهمی از این مسئله به مشکلات اقتصادی و معیشتی برمیگردد. جوان امروز وقتی با مسئله اشتغال، مسکن، هزینههای ازدواج و نگرانی درباره آینده اقتصادی خانواده مواجه است، طبیعی است که در تصمیمگیری برای ازدواج احتیاط بیشتری داشته باشد. نمیتوان از جوان انتظار داشت که فقط با توصیه اخلاقی تصمیم بگیرد، اما مشکلات واقعی او را نادیده بگیریم. اگر از ازدواج و تشکیل خانواده سخن میگوییم، باید زمینههای آن را نیز فراهم کنیم.
در کنار مسائل اقتصادی، تغییر سبک زندگی و تغییر نگرش نسبت به ازدواج نیز قابل توجه است. متأسفانه در برخی موارد، ازدواج از یک نیاز طبیعی، انسانی و الهی به یک مسئولیت بسیار سنگین و پرهزینه تصور شده است. در حالی که قرآن کریم در سوره روم، فلسفه ازدواج را رسیدن به آرامش معرفی میکند و میفرماید: «لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً»؛ یعنی خداوند همسر را قرار داده تا انسان در کنار او به آرامش برسد و میان زن و مرد مودت و رحمت شکل بگیرد.
بنابراین باید نگاه جوانان به ازدواج را اصلاح کنیم. البته منظور از فرهنگسازی این نیست که مشکلات جوانان را نادیده بگیریم یا صرفاً از آنان بخواهیم ازدواج کنند؛ بلکه باید ازدواج آسان، آگاهانه و مسئولانه را ترویج کنیم. تجملات، تشریفات و توقعات غیرضروری نباید به مانعی برای تشکیل خانواده تبدیل شود.
از سوی دیگر، خانوادهها نیز نقش بسیار مهمی دارند. گاهی خود خانوادهها با افزایش توقعات، مهریههای سنگین، تشریفات و هزینههای غیرضروری، مسیر ازدواج جوانان را دشوار میکنند. والدین باید به جوانان کمک کنند، نه اینکه ازدواج را به یک پروژه پرهزینه و دستنیافتنی تبدیل کنند.
در این زمینه دولت نیز مسئولیت جدی دارد. دولت باید در حوزه مسکن، اشتغال، تسهیلات ازدواج، حمایت از زوجهای جوان و ایجاد امنیت شغلی اقدامات عملی انجام دهد. جوان باید احساس کند اگر ازدواج کرد، جامعه و نظام نیز در حد توان خود از او حمایت میکند.
نهادهای فرهنگی هم باید ادبیات خود را متناسب با نسل جدید اصلاح کنند. امروز جوان سؤال دارد و باید سؤال او را شنید. اگر درباره ازدواج، خانواده و فرزندآوری با زبان دستوری و غیرواقعبینانه صحبت کنیم، ممکن است نتیجه معکوس بگیریم. باید با جوان گفتوگو کنیم، دغدغههای او را بشناسیم و با استدلال و اقناع پاسخ دهیم.
در روایات نیز بر اهمیت ازدواج تأکید شده است. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند مَا بُنِیَ فِی الْإِسْلَامِ بِنَاءٌ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ مِنَ التَّزْوِیجِ؛ در اسلام بنایی محبوبتر از ازدواج نزد خداوند ساخته نشده است. این تعبیر نشان میدهد که تشکیل خانواده در فرهنگ اسلامی یک امر حاشیهای نیست، بلکه یک نهاد اساسی و ارزشمند است.
در استان مرکزی نیز باید این مسئله را جدیتر دنبال کنیم. استان ما یک استان صنعتی است و از ظرفیتهای اقتصادی و اشتغال برخوردار است، اما باید این ظرفیتها به بهبود کیفیت زندگی جوانان و تسهیل تشکیل خانواده نیز کمک کند. جوانی که شغل و امید به آینده دارد، مسکن در دسترس اوست و جامعه نیز از او حمایت میکند، با اطمینان بیشتری برای ازدواج تصمیم میگیرد.
بنابراین مسئولیت میان سه ضلع تقسیم میشود: دولت باید موانع اقتصادی و اداری را کاهش دهد، نهادهای فرهنگی باید نگرش جامعه را اصلاح و گفتوگوی اقناعی با جوانان را تقویت کنند و خانوادهها نیز باید توقعات و تشریفات دستوپاگیر را کنار بگذارند. اگر این سه ضلع در کنار یکدیگر قرار بگیرند، میتوان امیدوار بود که ازدواج دوباره به یک انتخاب شیرین، طبیعی و دستیافتنی برای جوانان تبدیل شود.
زاد و ولد و جوانی جمعیت در استان مرکزی
استان مرکزی بهعنوان یکی از استانهای صنعتی کشور با مسئله کاهش نرخ باروری و تغییر ساختار سنی جمعیت مواجه است. ارزیابی شما از وضعیت جمعیتی استان چیست و اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، چه پیامدهایی در انتظار استان خواهد بود؟
آیت الله دری نجفآبادی: مسئله جمعیت از مهمترین مسائل راهبردی استان مرکزی و کشور است و نباید آن را صرفاً یک موضوع آماری تلقی کنیم. وقتی درباره کاهش نرخ باروری و تغییر ساختار سنی جمعیت صحبت میکنیم، در واقع درباره آینده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی امنیتی جامعه سخن میگوییم.
استان مرکزی بهعنوان یکی از استانهای صنعتی کشور، ظرفیتهای اقتصادی و نیروی انسانی ارزشمندی دارد، اما اگر روند کاهش موالید و کاهش سهم جمعیت جوان ادامه پیدا کند، در سالهای آینده با تغییر جدی در ساختار جمعیتی مواجه خواهیم شد. امروز ممکن است آثار این مسئله برای همه ملموس نباشد، اما مسائل جمعیتی با فاصله زمانی خود را نشان میدهند و زمانی که یک نسل کوچک شود، جبران آن به سادگی امکانپذیر نیست.
قرآن کریم در آیه 6 سوره اسراء میفرماید وَأَمْدَدْنَاکُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَجَعَلْنَاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیرًا؛ خداوند از فرزندان و افزایش توان اجتماعی بهعنوان یکی از مواهب یاد میکند. همچنین در منطق اسلامی، نسل صالح و شایسته یک سرمایه برای آینده جامعه است. بنابراین مسئله فرزندآوری را نباید صرفاً در چارچوب افزایش تعداد جمعیت دید؛ مسئله اصلی، داشتن نسل جوان، سالم، توانمند، مؤمن، متخصص و مسئولیتپذیر برای اداره آینده جامعه است.
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، نخستین پیامد، افزایش سهم سالمندان و کاهش سهم جمعیت جوان و فعال خواهد بود. این مسئله در استانی مانند مرکزی که قطب صنعتی کشور است اهمیت بیشتری دارد، زیرا صنایع و بخشهای مختلف اقتصادی برای ادامه فعالیت و توسعه به نیروی انسانی جوان، ماهر و خلاق نیاز دارند.
پیامد دوم، افزایش فشار اقتصادی و اجتماعی ناشی از سالمندی جمعیت است. وقتی تعداد افراد سالمند افزایش پیدا کند و در مقابل، تعداد جمعیت در سن کار و تولید کاهش یابد، نسبت جمعیت فعال به جمعیت وابسته تغییر میکند. در چنین شرایطی هزینههای مربوط به درمان، مراقبت و حمایت اجتماعی افزایش پیدا میکند و ممکن است فشار بیشتری بر خانوادهها و نظامهای حمایتی وارد شود.
از نظر فرهنگی نیز مسئله قابل توجه است. هر جامعهای برای انتقال تجربه، فرهنگ، دانش و ارزشهای خود به نسل بعد نیازمند حضور نسل جوان است. اگر جامعه از نظر جمعیتی پیر شود، پویایی و نشاط اجتماعی نیز میتواند تحت تأثیر قرار گیرد.
البته تأکید بر جوانی جمعیت نباید به این معنا باشد که کیفیت زندگی، سلامت و تربیت فرزندان نادیده گرفته شود. ما همزمان باید برای افزایش موالید و ارتقای کیفیت تربیت و آموزش نسل آینده برنامه داشته باشیم. فرزندآوری باید در کنار حمایت از مادر، پدر و کودک دیده شود.
در روایات نیز بر اهمیت فرزندآوری تأکید شده است. پیامبر اکرم(ص) درباره ازدواج و تشکیل خانواده فرمودند تَزَوَّجُوا الْوَلُودَ الْوَدُودَ، فَإِنِّی مُکَاثِرٌ بِکُمُ الْأُمَمَ؛ با زنانِ دوستدار و فرزندآور ازدواج کنید، زیرا من به فراوانی امت خود افتخار میکنم. این نگاه نشان میدهد که داشتن نسل و استمرار حیات اجتماعی در فرهنگ اسلامی یک ارزش مهم است.
بنابراین، مسئله جمعیت در استان مرکزی نیازمند یک نگاه بلندمدت و فرابخشی است. نباید منتظر بمانیم تا آثار سالمندی به شکل بحران خود را نشان دهد. امروز باید برای ازدواج جوانان، تأمین مسکن، اشتغال، حمایت از خانوادههای دارای فرزند، کاهش هزینههای فرزندآوری و اصلاح نگرش فرهنگی نسبت به فرزند برنامهریزی کنیم.
باید تأکید کنم که جمعیت جوان، سرمایه آینده استان مرکزی است. اگر امروز برای حفظ این سرمایه اقدام نکنیم، فردا ممکن است با کمبود نیروی کار، افزایش سالمندی، افزایش هزینههای اجتماعی و کاهش پویایی اقتصادی مواجه شویم. بنابراین موضوع جمعیت باید در استان مرکزی از سطح یک دغدغه فرهنگی فراتر رفته و به یک اولویت جدی در برنامهریزیهای اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی استان تبدیل شود.
چرا موضوع فرزندآوری با وجود اهمیت آن هنوز نتوانسته به یک مطالبه جدی اجتماعی تبدیل شود؟ آیا مشکل بیشتر اقتصادی است یا فرهنگی؟ این درحالیست که برخی خانوادهها هزینههای اقتصادی، مسکن و آینده شغلی فرزندان را از عوامل کاهش فرزندآوری میدانند. تا چه اندازه میتوان مشکلات اقتصادی را عامل اصلی کاهش زاد و ولد دانست؟
آیتالله دری نجفآبادی: اگر بخواهیم درباره کاهش فرزندآوری در استان مرکزی واقعبینانه صحبت کنیم، باید بپذیریم که با یک مسئله چندعاملی مواجه هستیم و نمیتوان همه علل را صرفاً اقتصادی یا صرفاً فرهنگی دانست.
آمارهای رسمی نیز نشاندهنده یک روند قابل تأمل است. بر اساس اعلام مدیرکل ثبت احوال استان مرکزی، در سال 1404 تعداد 11 هزار و 59 واقعه ولادت در استان ثبت شده که نسبت به سال 1403، 6.2 درصد کاهش داشته است. یعنی ما نمیتوانیم نسبت به استمرار کاهش موالید بیتفاوت باشیم. همچنین در دو ماه نخست سال 1405 نیز یکهزار و 684 واقعه ولادت در استان ثبت شده است.
به نظر من، مسائل اقتصادی یکی از عوامل مهم کاهش فرزندآوری است، اما تنها عامل نیست. امروز جوان وقتی میخواهد درباره ازدواج و فرزندآوری تصمیم بگیرد، به آینده خود نگاه میکند؛ مسکن، شغل، درآمد، هزینههای تربیت و آموزش فرزند و امنیت شغلی برای او اهمیت دارد. بنابراین اگر بخواهیم جوان را به ازدواج و فرزندآوری تشویق کنیم، باید این نگرانیها را جدی بگیریم.
نمیشود به جوانی که دغدغه مسکن و اشتغال دارد فقط بگوییم فرزندآوری کنید، اما درباره مشکلات واقعی او پاسخی نداشته باشیم. فرهنگسازی زمانی اثرگذار است که با حمایت عملی همراه باشد.
اما در کنار اقتصاد، یک مسئله مهم دیگر نیز وجود دارد و آن تغییر نگرش نسبت به خانواده و فرزندآوری است. در بخشی از جامعه، فرزندآوری از یک ارزش و نعمت الهی به یک هزینه تبدیل شده است. برخی خانوادهها تصور میکنند برای داشتن فرزند باید حتماً از بالاترین سطح امکانات مادی برخوردار باشند و همین نگاه میتواند فرزندآوری را به تعویق بیندازد.
در حالی که قرآن کریم میفرماید الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا؛ مال و فرزندان زینت زندگی دنیا هستند. البته این آیه به معنای نادیدهگرفتن مسئولیت اقتصادی والدین نیست، بلکه نشان میدهد فرزند در نگاه دینی صرفاً یک بار اقتصادی نیست، بلکه یک نعمت و سرمایه انسانی و معنوی است.
از طرف دیگر، نباید از تغییر سبک زندگی غافل شویم. افزایش سن ازدواج، تمایل به زندگیهای فردگرایانه، تجملات، افزایش سطح توقعات و نگرانی از آینده، همگی میتوانند تصمیم برای فرزندآوری را به تأخیر بیندازند. بنابراین اقتصاد و فرهنگ در مسئله جمعیت به یکدیگر مرتبط هستند و باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.
در اینجا نقش دولت بسیار مهم است. دولت باید شرایطی ایجاد کند که فرزندآوری برای خانوادهها به یک تصمیم پرریسک اقتصادی تبدیل نشود. اجرای دقیق قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، تأمین مسکن خانوادههای جوان، حمایت از اشتغال زنان و مردان، توسعه مهدهای کودک، حمایت از مادران شاغل و کاهش هزینههای تربیت و آموزش فرزندان، بخشی از اقداماتی است که میتواند نگرانی خانوادهها را کاهش دهد.
اما در کنار دولت، نهادهای فرهنگی نیز وظیفه سنگینی بر عهده دارند. ما باید تصویر واقعی و جذابی از خانواده و فرزندآوری ارائه کنیم. اگر جوان احساس کند ازدواج و فرزندآوری یعنی از دست دادن تمام فرصتهای زندگی، طبیعی است که نسبت به آن احتیاط کند. باید نشان دهیم که میتوان هم زندگی خانوادگی موفق داشت، هم تحصیل کرد، هم فعالیت اجتماعی داشت و هم فرزندانی صالح و توانمند تربیت کرد.
در روایات اسلامی نیز فرزندآوری صرفاً یک توصیه جمعیتی نیست، بلکه استمرار حیات جامعه و تربیت نسل آینده اهمیت دارد. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند تَزَوَّجُوا الْوَلُودَ الْوَدُودَ، فَإِنِّی مُکَاثِرٌ بِکُمُ الْأُمَمَ؛ با زنان دوستدار و فرزندآور ازدواج کنید، زیرا من به فراوانی امت خود مباهات میکنم.
لذا، به نظر من اگر بخواهیم فرزندآوری را به یک مطالبه جدی اجتماعی تبدیل کنیم، باید سه کار را همزمان انجام دهیم: اول، موانع اقتصادی واقعی خانوادهها را کاهش دهیم؛ دوم، نگرش فرهنگی جامعه نسبت به ازدواج و فرزندآوری را اصلاح کنیم؛ و سوم، الگوی یک خانواده موفق و بانشاط را به نسل جوان معرفی کنیم.
در استان مرکزی این موضوع اهمیت مضاعفی دارد. استانی که یکی از قطبهای صنعتی کشور است، برای ادامه مسیر توسعه خود به نیروی انسانی جوان، متخصص و خلاق نیاز دارد. اگر امروز برای جوانی جمعیت برنامهریزی نکنیم، فردا با جامعهای مواجه خواهیم شد که تعداد سالمندان آن افزایش یافته و جمعیت فعال و جوان آن کاهش پیدا کرده است.
بنابراین مسئله فرزندآوری نه فقط مسئله خانواده، بلکه مسئله آینده استان مرکزی است. باید هم جیب خانواده را ببینیم و هم فرهنگ خانواده را؛ هم مسکن و اشتغال را حل کنیم و هم نگرش جامعه را اصلاح کنیم. اگر یکی را ببینیم و دیگری را نادیده بگیریم، به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید.
استان مرکزی یکی از قطبهای صنعتی کشور است؛ آیا صنعتیشدن و شرایط اشتغال در این استان تأثیری بر الگوی ازدواج و فرزندآوری گذاشته است؟ برای اینکه خانوادههای جوان در یک استان صنعتی مانند مرکزی بتوانند میان اشتغال، زندگی خانوادگی و فرزندآوری تعادل برقرار کنند، چه سیاستهایی ضروری است؟آیا سیاستهای فعلی جوانی جمعیت در استان مرکزی را کافی میدانید؟ مهمترین خلأ در اجرای این سیاستها چیست؟
آیتالله دری نجف آبادی: استان مرکزی به دلیل برخورداری از ظرفیتهای صنعتی و اقتصادی، شرایط متفاوتی نسبت به بسیاری از استانها دارد. صنعتیبودن استان هم میتواند یک فرصت برای جوانی جمعیت باشد و هم اگر درست مدیریت نشود، به عاملی برای تشدید برخی مشکلات خانوادگی تبدیل شود.
از یک طرف، صنعت و اشتغال میتواند امنیت اقتصادی جوانان را افزایش دهد و زمینه تشکیل خانواده را فراهم کند؛ اما از طرف دیگر، مشاغل صنعتی، شیفتهای کاری، دوری از محل سکونت، فشار کاری و گاهی فاصله میان محل کار و زندگی، اگر با سیاستهای حمایتی همراه نباشد، میتواند بر کیفیت زندگی خانوادگی اثر بگذارد.
بنابراین نباید میان توسعه صنعتی و خانواده تقابل ایجاد کنیم. اتفاقاً صنعت استان مرکزی باید در خدمت تحکیم خانواده قرار گیرد. کارخانه و بنگاه اقتصادی فقط محل تولید کالا نیست؛ کارفرما در قبال نیروی انسانی خود مسئولیت اجتماعی نیز دارد.
در آموزههای اسلامی نیز کار و خانواده در مقابل یکدیگر قرار نگرفتهاند. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لِأَهْلِهِ؛ بهترین شما کسی است که برای خانواده خود بهتر باشد. بنابراین نظام اشتغال باید به گونهای طراحی شود که انسان بتواند در کنار فعالیت اقتصادی، مسئولیت خانوادگی خود را نیز بهدرستی انجام دهد.
برای این منظور، یکی از سیاستهای ضروری، خانوادهمحور شدن محیطهای کاری است. شرکتهای بزرگ صنعتی استان باید برای کارکنان متأهل و دارای فرزند، مشوقهای واقعی ایجاد کنند؛ از تسهیلات مسکن و مهدکودک گرفته تا مرخصیهای مناسب، ساعات کاری منعطف در موارد امکانپذیر، حمایت از مادران شاغل و تسهیلات ازدواج و فرزندآوری
این موضوع فقط یک توصیه اخلاقی نیست. اتفاقاً در استان مرکزی نمونههایی از کارفرمایانی وجود دارد که فراتر از حداقلهای قانونی عمل کردهاند. بر اساس اعلام ادارهکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان، برخی شرکتها تسهیلات نگهداری فرزندان، مرخصیهای تشویقی، هدیه ازدواج و حتی تسهیلات قرضالحسنه بدون بهره برای ازدواج کارکنان ارائه کردهاند. این تجربهها باید از چند شرکت محدود به یک الگوی عمومی در صنایع استان تبدیل شود.
نکته دوم، مسکن است. جوانی که در ابتدای زندگی مشترک با مشکل مسکن مواجه است، طبیعتاً نسبت به فرزندآوری نیز نگرانی خواهد داشت. بنابراین اجرای تعهدات مربوط به زمین و مسکن خانوادهها اهمیت بسیار زیادی دارد. در همین استان مرکزی، مسئولان اعلام کردهاند که حدود 9 تا 10 هزار نفر متقاضی زمین هستند و تأخیر در انجام این تعهدات به یکی از عوامل نارضایتی مردم تبدیل شده است. این نشان میدهد که اگر قانون و وعدهای داده میشود، باید در میدان عمل نیز نتیجه آن را به مردم نشان دهیم.
اما درباره سؤال شما که آیا سیاستهای فعلی جوانی جمعیت در استان مرکزی را کافی میدانم، باید صریح بگویم: قوانین و سیاستهای خوبی وجود دارد، اما اجرای آنها هنوز با نقطه مطلوب فاصله دارد. حتی مسئولان استان نیز در ماههای اخیر بر این موضوع تأکید کردهاند که همه دستگاهها حساسیت کافی نسبت به مسئله جمعیت ندارند و برخی تعهدات قانونی بهطور کامل اجرا نشده است.
البته در حوزه تسهیلات نیز اقداماتی انجام شده است. برای نمونه، در گزارش رسمی آماری از تسهیلات پرداختی فرزندآوری در استان وجود دارد؛ اما همزمان صف انتظار متقاضیان نیز افزایش یافته بنابراین صرف پرداخت تسهیلات کافی نیست؛ باید دسترسی به حمایتها سریع، آسان و بدون فرایندهای فرسایشی باشد.
به نظر من مهمترین خلأ امروز، مسئله اجرا، نظارت و هماهنگی میان دستگاههاست. قانون زمانی اثرگذار است که یک جوان بتواند آثار آن را در زندگی خودش لمس کند. اگر قانون میگوید برای خانواده جوان زمین، تسهیلات، حمایت شغلی یا خدمات خاصی در نظر گرفته شود، نباید خانواده ماهها و سالها میان دستگاههای مختلف سرگردان باشد.
از طرف دیگر، مسئله جمعیت را نباید فقط به بانک، اداره راه و شهرسازی یا یک دستگاه خاص محدود کرد. آموزش و پرورش، دانشگاه، بهداشت، شهرداری، دستگاههای فرهنگی، رسانهها و حتی صنایع و کارفرمایان همگی در این موضوع مسئولیت دارند.
نکته مهم دیگر این است که ما نباید همه مسئله جمعیت را به اقتصاد تقلیل دهیم. معاون استاندار مرکزی نیز اخیراً بر همین مسئله تأکید کرده که کاهش تمایل به ازدواج و فرزندآوری فقط ریشه اقتصادی ندارد و اقدامات فرهنگی باید همزمان با حمایتهای مالی دنبال شود.
بنابراین، ما به یک بسته جامع حمایت از خانواده در استان مرکزی نیاز داریم؛ بستهای که در آن مسکن، اشتغال، محیط کار، درمان ناباروری، مهدکودک، آموزش، فرهنگسازی و حمایتهای اقتصادی در کنار یکدیگر دیده شود.
من معتقدم اگر استان مرکزی میخواهد همچنان یک استان صنعتی و تولیدکننده باقی بماند، باید به همان اندازه که برای سرمایهگذاری در کارخانه و زیرساخت اقتصادی برنامهریزی میکند، برای سرمایه انسانی و نسل آینده نیز برنامه داشته باشد. کارخانه بدون نیروی انسانی جوان، خلاق و متخصص نمیتواند آیندهدار باشد.
پس باید از یک نگاه تشریفاتی به جوانی جمعیت عبور کنیم. جوانی جمعیت نباید فقط در جلسات ستادها مطرح شود؛ باید در سیاستگذاری اقتصادی، صنعتی، مسکن و اشتغال استان دیده شود. اگر این اتفاق بیفتد، میتوان میان صنعت، اشتغال، خانواده و فرزندآوری یک رابطه مثبت و پایدار ایجاد کرد.

هشدار نسبت به سالمندی و آینده جمعیتی استان مرکزی
با توجه به روند کاهش موالید، وضعیت سالمندی جمعیت استان مرکزی را چگونه ارزیابی میکنید و آیا استان برای مواجهه با پیامدهای سالمندی آماده است؟ سالمندشدن جمعیت چه آسیبهای اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی میتواند برای استان مرکزی ایجاد کند؟
آیت الله دری نجف آبادی: مسئله سالمندی جمعیت در استان مرکزی را باید بسیار جدی تلقی کنیم. سالمندی فینفسه یک تهدید نیست؛ سالمندان گنجینهای از تجربه، دانش و سرمایه اجتماعی هستند و در فرهنگ دینی ما نیز تکریم سالمندان یک ارزش اخلاقی و اجتماعی است. آنچه نگرانکننده است، سالمندشدن شتابان جمعیت در شرایطی است که تعداد نسل جوان و نرخ موالید در حال کاهش است.
بر اساس آخرین آمار اعلامشده از سوی بهزیستی استان مرکزی در مردادماه 1405، جمعیت سالمندان استان به حدود 221 هزار و 832 نفر رسیده و تنها در شهر اراک حدود 92 هزار سالمند زندگی میکنند. همچنین پیش از این نیز اعلام شده بود که بیش از 14 درصد جمعیت استان را افراد بالای 60 سال تشکیل میدهند. این ارقام نشان میدهد که استان مرکزی در مسیر سالمندی جمعیت قرار گرفته و نمیتوان این موضوع را به آیندهای دور موکول کرد.
از طرف دیگر، وقتی این آمار را در کنار کاهش موالید قرار میدهیم، اهمیت مسئله بیشتر روشن میشود. بر اساس اعلام ثبت احوال استان، در سال 1404 تعداد 11 هزار و 59 واقعه ولادت در استان ثبت شده که نسبت به سال قبل 6.2 درصد کاهش داشته است. بنابراین ما از یک طرف با افزایش جمعیت سالمند و از طرف دیگر با کاهش ورودی نسلهای جدید مواجه هستیم.
اگر این روند ادامه پیدا کند، نخستین پیامد آن کاهش جمعیت در سن کار و تولید خواهد بود. استان مرکزی یک استان صنعتی است و بخش مهمی از اقتصاد آن به نیروی انسانی، کارگر ماهر، متخصص، مهندس و نیروی جوان وابسته است. وقتی تعداد جوانان کاهش پیدا کند، در آینده صنایع و واحدهای تولیدی نیز برای تأمین نیروی انسانی مورد نیاز خود با مشکل مواجه خواهند شد.
پیامد دوم، افزایش هزینههای اقتصادی و درمانی است. با افزایش سالمندی، نیاز به خدمات پزشکی، مراقبتی، توانبخشی و حمایتهای اجتماعی بیشتر میشود. حتی در سطح ملی نیز معاون بهداشت وزارت بهداشت اعلام کرده که حدود 12 درصد جمعیت کشور سالمند هستند و این گروه نزدیک به 40 درصد تختهای بیمارستانی را به خود اختصاص میدهند. بنابراین سالمندی فقط یک موضوع جمعیتی نیست؛ مستقیماً با نظام سلامت و اقتصاد کشور ارتباط دارد.
از نظر اجتماعی نیز اگر برای سالمندی برنامهریزی نکنیم، ممکن است فشار بیشتری بر خانوادهها وارد شود. خانوادهای که همزمان باید هزینههای زندگی خود و فرزندان را تأمین کند و از والدین سالمند نیز مراقبت کند، ممکن است با فشارهای اقتصادی و روانی بیشتری مواجه شود. به همین دلیل باید از امروز نظام مراقبت از سالمندان را تقویت کنیم و همه مسئولیت را بر دوش خانوادهها نگذاریم.
در حوزه شهری نیز باید تغییرات لازم انجام شود. شهر سالمندمحور شهری است که دسترسی مناسب، حملونقل مناسب، پیادهروهای استاندارد، مراکز درمانی و خدمات اجتماعی قابل دسترس و فضاهای تفریحی متناسب با نیاز سالمندان داشته باشد. وقتی بیش از 221 هزار سالمند در استان زندگی میکنند، دیگر مناسبسازی معابر و فضاهای عمومی یک اقدام فرعی نیست؛ یک ضرورت اجتماعی است.
اما سؤال مهم این است که آیا استان برای این شرایط آماده است؟ باید صادقانه بگویم که اقداماتی انجام شده، اما هنوز با شرایط مطلوب فاصله داریم. خود مسئولان استان نیز بر ضرورت توجه جدیتر به مناسبسازی محیط شهری و ارائه خدمات متناسب با نیاز سالمندان تأکید کردهاند.
ما باید همزمان دو مسیر را دنبال کنیم؛ یک مسیر، مدیریت صحیح سالمندی موجود است و مسیر دیگر، جلوگیری از تشدید سالمندی در آینده از طریق حمایت از ازدواج و فرزندآوری. نمیتوانیم بگوییم چون جمعیت سالمند شده است، پس باید فقط برای سالمندان برنامهریزی کنیم. این کار لازم است اما کافی نیست.
در فرهنگ اسلامی، سالمند باید مورد احترام و تکریم باشد. امیرالمؤمنین(ع) در نامه 47 نهجالبلاغه بر رعایت حقوق اقشار مختلف و حفظ ارزشهای اخلاقی جامعه تأکید دارند و در روایات نیز احترام به بزرگترها جایگاه ویژهای دارد. بنابراین نباید با ادبیات تهدیدآمیز درباره سالمندان صحبت کنیم؛ سالمند یک تهدید نیست، سالمندی شتابان و بدون برنامه تهدید است.
از نظر فرهنگی نیز اگر خانوادهها کوچکتر شوند و فاصله میان نسلها افزایش پیدا کند، انتقال تجربه و ارتباط میان نسلها دشوارتر خواهد شد. جامعه برای انتقال فرهنگ، تجربه و ارزشها به ارتباط میان نسلها نیاز دارد. سالمند باید در خانواده و جامعه نقش داشته باشد، نه اینکه احساس کند از چرخه اجتماعی کنار گذاشته شده است.
بنابراین در استان مرکزی باید یک برنامه جامع سالمندی داشته باشیم؛ برنامهای که سلامت، بیمه، درمان، مناسبسازی شهری، اشتغال و مشارکت اجتماعی سالمندان، حمایت از خانوادههای دارای سالمند و آموزش مراقبت از سالمندان را دربر بگیرد.
در عین حال، باید مسئله جمعیت جوان را نیز جدی بگیریم. اگر امروز از ازدواج جوانان و فرزندآوری حمایت کنیم، در واقع داریم برای تعادل جمعیتی سالهای آینده سرمایهگذاری میکنیم. اگر امروز غفلت کنیم، فردا هزینه بسیار بیشتری برای مدیریت پیامدهای سالمندی پرداخت خواهیم کرد.
استان مرکزی اگر میخواهد یک استان صنعتی، پویا و توسعهیافته باقی بماند، به دو سرمایه همزمان نیاز دارد: تجربه سالمندان و توان، خلاقیت و انرژی جوانان. سیاست درست این نیست که این دو نسل را در مقابل هم قرار دهیم؛ سیاست درست، ایجاد پیوند و همافزایی میان آنها و حفظ تعادل جمعیتی استان است.
ضرورت افزایش جمعیت جوان و نوجوان
چرا جوان و نوجوان بودن جمعیت برای پویایی، اقتصاد و آینده فرهنگی یک استان اهمیت دارد؟ با توجه به کاهش سهم جمعیت جوان، چه برنامهای باید برای جلوگیری از کاهش نیروی انسانی جوان و متخصص در استان مرکزی وجود داشته باشد؟ به نظر شما نقش آموزش و پرورش، دانشگاهها، حوزههای علمیه و نهادهای فرهنگی در آمادهسازی نسل جوان برای پذیرش مسئولیتهای آینده جامعه چیست؟
آیت الله دری نجف آبادی: جوانی جمعیت یکی از مهمترین سرمایههای هر جامعه است. جامعه جوان، جامعهای پویا، خلاق و آماده تولید و پیشرفت است. بهویژه استان مرکزی که یک استان صنعتی است، برای حفظ و توسعه ظرفیتهای اقتصادی خود به نیروی انسانی جوان، متخصص و خلاق نیاز دارد. اگر سهم جمعیت جوان کاهش پیدا کند، در آینده هم از نظر اقتصادی و هم از نظر اجتماعی با چالش مواجه خواهیم شد.
بنابراین باید همزمان دو کار انجام دهیم؛ نخست، حمایت از ازدواج و فرزندآوری برای جلوگیری از کاهش جمعیت جوان و دوم، فراهمکردن زمینه ماندگاری جوانان متخصص در استان از طریق اشتغال، مسکن و ایجاد فرصتهای علمی و اقتصادی.
در این میان، آموزش و پرورش و دانشگاهها وظیفه مهمی در تربیت نیروی انسانی توانمند دارند و حوزههای علمیه و نهادهای فرهنگی نیز باید در کنار آنها، هویت دینی، اخلاقی و مسئولیتپذیری اجتماعی را در نسل جوان تقویت کنند.
قرآن کریم میفرماید إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ؛ تغییر و پیشرفت یک جامعه از درون خود آن جامعه آغاز میشود. بنابراین باید به جوانان میدان بدهیم، به آنها اعتماد کنیم و زمینه حضورشان در عرصههای مدیریتی، علمی، اقتصادی و فرهنگی را فراهم کنیم.
به اعتقاد من، جوانان نباید صرفاً مخاطب برنامههای فرهنگی باشند؛ باید خودشان در طراحی و اجرای این برنامهها نقشآفرین باشند. اگر به نسل جوان اعتماد کنیم و فرصت رشد و مسئولیتپذیری بدهیم، بخش مهمی از آینده استان مرکزی را تضمین کردهایم.
عفاف و حجاب از مؤلفههای مهم سلامت اخلاقی و اجتماعی جامعه و از عوامل مؤثر در حراست از بنیان خانواده است که موضوع و سرفصل مهم بخش دیگر این مصاحبه تفصیلی است؛ چراکه ترویج فرهنگ عفاف، تقویتکننده احترام متقابل، مسئولیتپذیری و سلامت روابط میان افراد است و میتواند به شکلگیری خانوادهای پایدار و برخوردار از آرامش و کرامت انسانی کمک کند. برای تحقق این هدف نیز باید در کنار توجه به ارزشهای دینی، بر آموزش و تربیت در خانواده، ارائه الگوهای مناسب، گفتوگوی سازنده با نسل جوان و استفاده از ظرفیت رسانه و هنر تأکید کرد تا عفاف و حجاب بهعنوان بخشی از سبک زندگی و عامل تحکیم خانواده، در جامعه نهادینه شود.
گفتگو از: مبین جلیلی